تبليغاتX
مومنی،زید آبادی،حجاریان و...را آزاد کنید

دست نوشته های یک لیبرال دموکرات؛به جنبش ملی علیه کودتا بپیوندیم

سوگواری بهزاد مهرانی، سالگرد تجمع 8 آبان،مهاجرتی دیگر، اوباما یا مک کین؟

وقتی شیخ صادق خلخالی رییس دانشگاه می شود!

۱-دوست عزیزم بهزاد مهرانی سوگوار از دست دادن پدر است، بارها گفته ام که اینجور وقتها کلمات چیزی از رنج "مرگ عزیزان" نمی کاهند، سهل است؛ گاهی نمک هم بر زخم می پاشند، بهزاد مهرانی را آنها که می شناسند، می دانند که چه نیکوخصال و مهربان است، کمتر کسی را دیده ام که اینگونه صادقانه دغدغه ی حقوق انسانها را داشته باشد و اینگونه مومنانه در راهش بکوشد و بخواند و بنویسد، آرزوی صبر و علو درجات و این حرفها بیشتر شبیه شوخی است از بهزاد عزیز تنها می خواهم که مرا در این غم گران کنار خودش بداند.( دلم آتش گرفت وقتی که این مطلب بهزاد مهرانی در سوگ پدرش را خواندم)

2- چهارشنبه ی هفته ای که گذشت، هشتم آبان ماه بود و هشت آبان برای دانشجویان علامه و جنبش دانشجویی روزی تاریخی و به یاد ماندنی است، روزی که دروازه های آهنی دانشکده ی علوم اجتماعی در برابر اراده ی دانشجویان به طرفة العینی آب شدند و عمله ی استبداد حیران. اول می خواستم مطلب جداگانه ای در این مورد بنویسم گفتم شاید داغ دل" شیخ صدرالدین و قزلباشانش" تازه شود و یکی دو ترم تعلیق دیگر به دوستان ما بزنند، من که دیگر اخراج شده ام و خیالم از این بابت راحت است که شیخ صدرالدین عجالتا زورش به من یکی نمی رسد.

 هر چند شیخ صدرالدین از همان محفلی می آید که سعید امامی آمده اما آنقدرها هم که خودش فکر می کند آدم ترسناکی نیست: شیخ صادق خلخالی را تصور کنید که در سال 87 به جای اینکه رییس دادگاههای شرع انقلاب اسلامی باشد،شده باشد رییس دانشگاه علامه و طبیعتا چون نمی تواند مخالفانش را اعدام کند تعلیق می زند و اخراج می کند و ممنوع الورود. با این حال شیخ صدرالدین بر و بیای شیخ صادق را هم ندارد اما اگر آب باشد شناگر خوبی است ! یعنی اگر واقعا برای وزارت کشور مطرح بوده و با این همه خوش رقصی و خوش خدمتی که شیخ صدرالدین کرد اینجور که بعضی ها می گویند احمدی نژاد زیر بار نرفته باید گفت که واقعا در در حقش نمک به حرامی کرده، شیخ صدر الدین شریعتی خوب وزیر کشوری می شد برای احمدی نژاد به همان نادانی و بلاهتی که او می خواست تازه این افتضاح "دکتر" کردان هم به پا نمی شد. البته بعید نیست که "حجة الاسلامی" شیخ صدرالدین هم جعلی باشد!

 ولی خب با همه ی این احوال تصور صادق خلخالی در کسوت رییس دانشگاه خالی از لطف هم نیست چرا که آدم را غیر از تاسف به خنده هم وا می دارد، تازه خود صادق خلخالی هم نه، کاریکاتور شیخ صادق در هیئت شیخ صدرالدین، به هر حال دوستانی که مایلند این صحنه ی مضحک تاریخی را مشاهده کنند، می توانند به اتاق ریاست دانشگاه علامه در پردیس دهکده ی المپیک بروند و کاریکاتور شیخ صادق  که با همان ادا و اطوار و با همان بی مایگی و تکبر احمقانه ی اینجور آدمها بر صندلی ریاست دانشگاه علامه نشسته است را-البته اگر اجازه ی ورود به بارگاه شیخ صدرالدین را بیابند- از نزدیک ببینند! این یک تراژدی-کمدی واقعی است!

3- تجمع 8 آبان برای دانشجویان دانشگاه آزاد هم روز مهمی بود، این شاید اولین تجمع سراسری دانشجویان دانشگاههای تهران بود که دانشجویان دانشگاه آزاد هم در آن حضوری فعال و موثر داشتند و حتی یادم هست که نماینده شان هم آنجا سخنرانی کرد، برای فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد هزینه ی آزادیخواهی خیلی بیشتر است ضمن اینکه فایده و شهرتش هم کمتر است! کلا آنها کم ادعا تر، در بسیار مواقع پر کار تر و تقریبا در همه ی موارد مظلوم تر هستند!

4-پست اخیر وبلاگ دوست عزیزم عسل اخوان در مورد تجمع 8 آبان بیش از همه مرا یاد این روز و البته نطق آتشین عسل در تجمع 8 آبان انداخت،  پست قبلی وبلاگش هم برای ما یاد آور مهاجرت تحصیلی عسل به جایی آن سوی مرزها بود، من و عسل اگر چه همفکر نیستیم ولی به رغم این عدم تجانس فکری نمی توانم از خصال انسانی او و صداقت و شجاعتش  ستایش نکنم.عسل اخوان نه تنها به عنوان یک فعال جنبش دانشجویی و نه تنها به عنوان یک فعال جنبش زنان بلکه به عنوان انسانی اخلاق مدار و پایبند به اصول و پرنسیبهای مشخص، فردی قابل ستایش و احترام است. امیدوارم سالهای غربت و زندگی و تحصیل در یک کشور توسعه یافته و آزاد برای عسل اخوان پربار و پر ثمر باشد تا در هنگامه ی بازگشت با اندوخته ی علمی اش بتواند دردی از هزار درد هموطنانش را دوا کند، که ما امروز بیش از هرچیز محتاج انسانهای شجاع و داناییم قبلا به حد کافی از نادانان شجاع و دانایان ترسو بد دیده ایم و ضربه خورده ایم که به تجربت این را آموخته باشیم که شجاعت بی بصیرت ره به جایی نمی برد، هم از این روست که مهاجرت تحصیلی دوستانی مثل عسل و سعید با همه ی فشاری که به خودشان و اطرافیانشان بابت دلتنگی و دوری می آورد با عث خوشحالی است و نوید دهنده ی پرورش انسانهای شجاع و دانا برای فرداهای این به قول شاهین نجفی "سرزمین سوخته".

5- سه شنبه ی این هفته رییس جمهورآمریکا برگزیده می شود.اینجا خیلی بحث می شود که مک کین یا اوباما؟ من که خیلی متوجه دلیل این همه بحث نشدم، مک کین و اوباما در مورد ایران و جمهوری اسلامی اختلاف عقیده ی بنیادینی ندارند، دایره ی انتخاب برای همه ی انها محدود است بنابراین بعید می دانم که مثلا انتخاب اوباما چیزی از فشار بین المللی و فشارهای آمریکا بر جمهوری اسلامی کم کند، بر عکس دلایلی هست که نشان می دهد با انتخاب اوباما نهایتا اگر تغییر رفتار بنیادینی از سوی هسته ی اصلی قدرت در ایران صورت نگیرد شرایط برای جمهوری اسلامی سخت تر خواهد شد پس لا اقل از این زاویه فکر نمی کنم سوال مک کین یا اوباما؟ برای ما سرنوشت ساز باشد این سوال البته زوایا و جنبه های دیگری دارد که می تواند بسیار جالب توجه باشد اما عجالتا مک کین یا اوباما هیچ کدام به سود جمهوری اسلامی نخواهند بود.

پی نوشت:

دست نوشته های یک دگر اندیش  را با ترجمه ی دو شعر از فدریکو گارسیا لورکا به روز کرده ام.

|+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 21:40  توسط رشید اسماعیلی  |